اناانا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

ائل اناسی

نظرات (4)

زن عمو
29 بهمن 91 10:28
چون آنا شعر خیلی دوست داره اینم یه شعر برا آنا:

از پشت کوه دوباره

خورشید خانوم در اومد

با کفشای طلا و

پیرهنی از زر اومد

زن عمو ازاینکه به وبلاگ من سر زدی ممنونم عمو رضا رو از طرف من ببوس


آهسته تو آسمون

چرخی زد و هی خندید

ستاره ها رو آروم

از توی آسمون چید



با دستای قشنگش

ابرا رو جابه جا کرد

از اون بالا با شادی

به آدما نیگا کرد



دامنشو تکون داد

رو خونه ها نور پاشید

آدمها خوشحال شدن

خورشید بااونها خندید...







میلادخ
11 خرداد 92 17:21
خیلی خیلی خوب بوداناجون
عمو رضا
3 تیر 92 12:24
سلام عمو جان خوشکلم منو زن عموت خیلی دوست داریم مواظب خودت باش عمویی...
مامان آنا
10 تیر 92 12:25
سلام عموجون منم شمارودوست دارم شماهم مراقب زن عموباش
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ائل اناسی می باشد